توضیحات : این رمان، در زمان انتشارش، از دو منظر قابل تدقیق بود؛ نخست اینکه کریستی، بعد از مدتها، به سوی حدیث اول شخص، باز میگردد و داستان ماجراجوییهای هرکول پوآرو را بدین گونه روایت میکند. دلیل دوم این است که پوآرو باب این اثر، هیچگاه به سمت صحنه جرم نمیآید و با شاهدان ماجرا برخوردی ندارد. وی معتقد است این معما، به گونهای است که تنها باید با تفکر بدان پاسخ داد. داستان این کتاب از جایی آغاز میشود که یکی از شخصیتهای اصلی داستان، به نام شیلا، با جسدی روبهرو میشود و از اضطراب به سمت خیابان فرار میکند. باب همانجا است که حرف مرد جوان غریبهای مواجه میشود و او نقشی کلیدی در تحقیقات بعدی، پیرامون این قتل ایفا میکند. در بخشی از این داستان میخوانیم: «شیلا تبسم کمجانی زد و رفت نزدیک کاناپه. یکباره ایستاد و عقب رفت. مردی رویه اتاق محذوف بود. چشمانش نیمهباز و کمنور بود. لکه قرمزی چهر شانه خاکستریاش دیده میشد. شیلا بیاراده خم شد. ید گذاشت چهر گونههای مرد. یخ بود. دستهایش هم همینطور. دست کشید روی لکه کتش و بعد دستش را با وحشت پس کشید. باب همین مدت صدای در حیاط را شنید… در باز شد و زنی اسم بزرگسال و قد بلند آمد تو… شیلا صدای خفهای از خود اسم داد. چیزی تالی به سمت خرخر. زن آمد نزدیکتر و با صدای دراز گفت: کسی اینجاست؟ زن آمد کنارش و صدای شیلا برید. بعد جیغ زد: ـ نه، نه. مترصد باش. لگدش کردی… بیا این طرف… مرده.» در این داستان، بیش از بیست شخصیت حضور دارند. با اقتباس از این حکایت فیلمی سینمایی ایضاً ساخته شده که کارگردان اثر، تغییراتی جزیی در متن داستان ایجاد کرده بود.
نام کتاب : رمان ساعت ها
نویسنده : آگاتا کریستی
اندازه برگ : 174
حجم فایل : 2,330 کیلوبایت