دانلود پایان جریده معماری درباره پایافزار
فایل ورد قابل ویرایش
موزه
پایافزار ( museum) آوازه آشنایی است که در کمتر کشوری چه کوچک و چه ارجمند یافت نشود و
یکی از نهادهای مهم فرهنگی هر ارض است که نقش بسزایی را در رویش و تعالی فرهنگ
اجتماع آن ایفا میکند. یکی از نظرگیرترین
مکانهایی که در آغاز ورود به کشورهای آباد و صنعتی (غرب یا شرق دنیا)
توجه تمام بینندهای را به سمت خود جلب میکند، وجود موزههای عظیم و متنوعی است که اشیا
و ادوات هنری، قدیمی و حرف ارزش را در آنها نگهداری میکنند و هر کدام هم در حد
خود بسیار دیدنی و فریبنده است. این واقعیت زمانی بود دارد که میراثها با ارزش و غیر
قابل تجدید به سمت اشکال بهانهها در حال انهدام و اضمحلال است و در این دوران پرشتاب
است که موزهها بدون هیچ شک و تردیدی ارزش فوق العادهای مییابند.
دخول شی به موزه حاکی از مرگ تدریجی آن است
بدبختانه وجود موزهها در چشم حال خبر از
این واقعیت تلخ بازهم میدهد که آن چاه در درون موزهها با دقت فراوان نگهداری میشود
از اجتماع و قید اجزایش منفک و جدا شده است و منزوی در گوشه زیبایی از جامعه در
معرض نظاره قرار گرفته است و این نشانگر مرگ آن است.
از این واقعیت ناگوار میتوان چنین برداشت
کرد که هنرهای پاکنژاد و ریشه دار و با ارزش به همراه محصولات و متعلقاتش دیگر جزو
زندگی روزمره نیستند و در دور اسم با شیوع بیش از حد تکنولوژی و سیطره کمیت دیگر
ارزشهای پایدار را مجالی نیست.
و چاه ناگوار است این واقعیت باب حالی که
جوامع قدیمی که ثانیه همه اشیاء زیبای هنری و با ارزش را، که امروزه در موزههای سراسر
دنیا گردآمده پدیدآوری میکردند خودشان موزه نداشتند و بزرگترین دلیل این بود که هنر
هیچگاه از زندگی روزمره ایشان جدا نشده بود.
هنر همانا تعیش حیات و زندگی همانا هنر:
« هنرمند در جوامع سنتی انسانی خاص نبود
بلکه هر یک از اعضای این جوامع به نوعی آرتیست بودند باب واقع مهمترین تمایز میان
نقش هنرمند در اجتماع جدید غرب و نقشی که هنر در جامعه سنتی اسلامی و یا از این
نشانه نظر در هر جامعه دیگری داشته، همانا جدایی میان صناعت و زندگی یا میان خلق کردن
و زیستن در این جوامع است.»
آندانا کومارا سوآمی، کتاب جوان مسلمان و
دنیای متجدد، اثر دکتر سیدحسن نصر، ص324، برگردان مرتضی اسدی
2-2- تاریخچه موزه
2-2-1- خلاصهای از تاریخچه موزه در جهان