در این نوشتار با استناد به ابراز فروغ در دفاتر مختلف، برخ ای از دغدغه
های اگزیستانسیل او را برشمرده، و سپس مشخصا با تمرکز برمفهوم مرگ، استعاره
شد که پرتو فرخزاد چگونه به باب مرگ می نگریسته، احوال وجودی او در مصاف
بااین مظهر مختص به فرد تبیین شد.